المحقق السبزواري

474

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

كسى باشد كه قدرت آن داشته باشد كه بر ايشان انكار كند و انكار نكند ، الّا كه حقّ - جلّ و علا - عذاب را بر آن قوم عامّ سازد و همگى ايشان را به عذاب مبتلا گرداند . و از آن حضرت منقول است كه فرموده : « به آن خداى كه جان من در قبضهء قدرت اوست كه امر به معروف كنيد و نهى از منكر نماييد يا آنكه خداى عز و جلّ عذابى از جانب خود بر شما مىفرستد ، پس از آن هرچند دعا كنيد مستجاب نمىشود . و از آن حضرت منقول است كه فرموده كه ، امر كنيد به معروف و نهى كنيد از منكر . يعنى ، مردم را به كارهاى نيكو داريد و نهى فرماييد ايشان را از كارهاى بد و مخالفت فرمان حقّ ، و اگرنه خداى عز و جلّ بدان شما را بر شما مسلّط گرداند كه به جور و ظلم تعذيب شما كنند . بعد از آن چون نيكان شما دعا مىكنند ، دعاى ايشان مستجاب نمىشود . * « 1 » و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه ، مردى از قبيلهء خثعم « 2 » آمد نزد حضرت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله و گفت : « يا رسول اللّه ! خبر دهيد مرا از افضل اسلام . » حضرت فرمود : « ايمان به خدا . » گفت : « بعد از آن چه چيز ؟ » حضرت فرمود كه ، صلهءرحم . گفت : « بعد از آن چه چيز ؟ » حضرت فرمود كه ، امر به معروف و نهى از منكر . پس ، آن مرد گفت : « كداميك از اعمال مبغوضتر است نزد [ 121 آ ] خداى عز و جلّ ؟ » حضرت فرمود كه ، شرك به خدا . گفت : « بعد از آن چه چيز ؟ » حضرت فرمود : « قطع رحم . » گفت : « بعد از آن چه چيز ؟ » حضرت فرمود كه ، امر به منكر و نهى از معروف . و از حضرت صادق عليه السّلام منقول است كه فرموده كه ، امر به معروف و نهى از منكر دو خلقند از خلقهاى خداى عز و جلّ هركه ايشان را يارى دهد ، خداى عز و جلّ او را عزيز گرداند . و هر كه ايشان را مخذول سازد - يعنى ، يارى ندهد و مدد نكند - خداى عز و جلّ او را مخذول سازد . و از آن حضرت منقول است كه ، حضرت رسول صلّى اللّه عليه و إله فرموده كه ، چگونه خواهيد بود وقتى كه فاسد شوند زنان شما و فاسق شوند جوانان شما و امر به معروف نكنيد و نهى از

--> ( 1 ) . نوشتار از صفحهء 120 ب نسخهء اصل پى گرفته شده است . ( 2 ) . شاخه‌اى از همدان كه اهل آن ميان طايف و نجران اقامت داشتند و بت مشهورشان ، ذو الخلصه ، توسّط جرير بن عبد اللّه و به فرمان رسول اكرم ( ص ) پس از جنگ با آنان درهم شكسته شد . العبر ، ج 1 ، ص 296 ؛ تنكيس الاصنام ، صص 35 و 36 .